24 آذر
تولدم مبارک
رفتم تو چند سال؟
هی چرخ روزگار چقدر تند تند می چرخی
آهای خدا جون پات رو از رو گاز بردار ما جا موندیم
ارسال شده در Uncategorized | 2 Comments »
این هم حمید سلطان آبادی مثل همیشه در حال شکار لحظه های ناب
ارسال شده در Uncategorized | 1 نظر »
سینه پر شورم و آواز را گم کرده ام
بال و پر دارم ولی پرواز را گم کرده ام
رونق انجام من در خانه آواز ماند
چهل کلید خانه آوار را گم کرده ام
چارقم سر،پای تندر،بی اگر دروازه وار
آه،اما رفتن تک تاز را گم کرده ام
چشم در راهم نگاهم بیکران را آرزوست
حاصل اما چشم و چشم انداز را گم کرده ام
های و هویی دارم و در غربتم از این غرور
سازم اما زخمه دمساز را گم کرده ام
هم نوای خویش بودم در گذار زندگی
هم نوا و هم نواپرداز را گم کرده ام
طفل بازیگوش عشقم،درس و مشقم عشق و عیش
راه مکتب خانه شیراز را گم کرده ام
در نمازم راز دارم با خدای چاره ساز
راز را گم کرده ام همراز را گم کرده ام
اینو کورش یغمایی می خوند
ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »
ارسال شده در Uncategorized | بیان دیدگاه »
ارسال شده در Uncategorized | 3 Comments »








